کارمندان مغز و متخصصان خلاق، راهنما اینجاست!
آیا تا به حال چنین لحظه ای را داشته اید-
شما تمام روز را در جلسات گذرانده اید، سه نسخه از یک پیشنهاد را تهیه کرده اید و جزئیات بی شماری را تغییر داده اید. مغز شما مانند یک کامپیوتر بیش از حد داغ شده است: فن به شدت در حال چرخش است، اما نمی تواند چیزی را پردازش کند.

سپس از ساختمان اداری بیرون می روید و جابجایی ها، خانم های نظافتچی و بچه های تحویل غذا را در طبقه پایین می بینید.
ناگهان فکری به ذهن شما خطور می کند:
"من واقعاً به آنها حسادت می کنم. آنها مجبور نیستند از مغزشان-فقط از بدنشان استفاده کنند. من دوست دارم کمی کار فیزیکی نیز انجام دهم، فقط برای اینکه به مغزم استراحت بدهم."
اگر تا به حال به این فکر افتاده اید، اجازه دهید به شما بگویم-
اصلا بهش فکر نکن
چرا «انجام کار بدنی در زمان خستگی» یک تله است؟
من آن را امتحان کرده ام.
دوره ای بود که یک پروژه بسیار فشرده بود. من بیش از ده ساعت در روز را به رایانه خیره میشدم و مغزم مانند یک پارچه-خراب شده بود. یک روز دیگر طاقت نداشتم، بنابراین بعد از کار، سریع به باشگاه رفتم و یک ساعت به شدت ورزش کردم.
و نتیجه؟
در حالی که ورزش می کردم، اصلاً به کار فکر نمی کردم. ذهنم "خالی" بود. اما بعد از اینکه کارم تمام شد، احساس کردم با یک کامیون برخورد کردم-مغزم هنوز مه آلود بود، اما بدنم کاملاً شلیک شد.
صبح روز بعد، با درد عضلات و مغزی که حتی تنبل تر بود از خواب بیدار شدم. راندمان کاری من به نصف کاهش یافت.
بعداً به یک حقیقت ساده پی بردم:
کار ذهنی اعصاب شما را تخلیه می کند. کار فیزیکی عضلات شما را تخلیه می کند. این دو "جایگزین" یکدیگر نیستند-آنها "انباشته" هستند.
وقتی مغز شما در حال حاضر بیش از حد بار شده است، فشار دادن بدن به حد مجاز آرامش نیست-بلکه فشار مضاعف است.
بنابراین کارگران دانش دقیقاً چگونه باید آرامش داشته باشند؟
آنچه شما نیاز دارید در واقع بسیار ساده است:
مکانی که در آن شما نمیتوانید «هیچ کاری انجام دهید».
برای دویدن نرفتن، اجسام سنگین بلند نکردن، اصلاً کاری نکردن.
فقط ساکت بنشینید، اجازه دهید مغزتان کاملاً خاموش شود، و اجازه دهید بدنتان به آرامی محصور شود.
برای من، پاسخ این است-جکوزیHomeHotTub.
"آیین خاموش کردن" من
اکنون، هر بار که یک جلسه کاری با شدت-بالا را به پایان میبرم، خود را به یک آیین میپردازم:
قبل از ترک محل کار، در مترو، در را باز می کنمجکوزیبرنامه و روی «Schedule Heating» ضربه بزنید.

وقتی به خانه میرسم، آب وان دقیقاً 42 درجه است-بدون انتظار، بدون عجله، فقط داخل وان بروید.
عملکرد ماساژ را روشن میکنم و امواج ملایم آب از شانههایم تا مچ پا میچرخند و به تدریج عضلاتی را که پس از ده ساعت نشستن سفت شدهاند شل میکنند.
من بلوتوثم را وصل می کنم و مقداری موسیقی دستگاهی پخش می کنم.
یک لیوان شراب سفید سرد شده را کنارم می گذارم (شراب قرمز نیز بسته به روحیه شما کار می کند).
سپس-
من به هیچ چیز فکر نمی کنم.
بدون پیمایش در تلفن من، بدون پاسخ دادن به پیام ها، بدون فکر کردن در مورد برنامه های فردا.
فقط اجازه دادم آب داغ مرا در بر بگیرد، ذهنم را پاک کند و بگذارم بدنم شناور شود.
بعد از 20 دقیقه بیرون بیایید، و احساس می کنید که کاملاً راه اندازی مجدد شده اید.
ذهن شما روشن است، بدن شما احساس سبکی می کند، و آن احساس "تخلیه" از بین رفته است.
این همان نوع استراحتی است که کارگران دانش واقعاً به آن نیاز دارند. این در مورد "خستگی به روشی متفاوت" نیست، بلکه در مورد "کاملاً رهایی از خستگی" است.
افکار نهایی
اگر شما هم یک کارمند دانش هستید، اگر تا به حال به آن مشاغل "بی{0}بی خرد"- حسادت کرده اید.
به یاد داشته باشید: خستگی شما ناشی از «حرکت نکردن کافی» نیست، بلکه ناشی از «استراحت نکردن کافی» است.
به خودتان فرصتی بدهید که واقعاً آرامش داشته باشید.
راجکوزیوان ماساژبرنامه به شما کمک می کند تا برای "زمان خاموش شدن" خود از قبل آماده شوید.
نیازی نیست منتظر بمانید تا آب پر شود، نیازی به نگرانی در مورد سرد بودن آن نباشید و اصلاً مشکلی وجود ندارد.
شما فقط باید یک کار را انجام دهید:
دراز بکشید و به هیچ چیز فکر نکنید.
کار{0}}با شدت بالا امروز سزاوار پایانی ملایم است.

از خودت لذت ببرجکوزی اسپازمان، از زندگی نهایت لذت را ببرید
به خود فرصتی بدهید تا با SpaRelax واقعاً استراحت کنیدجکوزی


